قبل از نیاز به ایجاد تغییراتی در قوانین یا فتاوای فقیهان می بایستی شاهد تغییراتی در رویکرد خرد ورزان حوزوی و دانشگاهی نسبت به جایگاه زنان و مسائل مربوط به ایشان شویم . و در صورت پیش آمدن این رخداد میمون می توان امیدوارانه به تبیین بهتر حقوق زنان نیز امید وار بود . ضمن اینکه چنین تغییر رویکردی نیز باید در سطح جامعه نیز به وجود بیاید و الا شرایط همین می شود که می بینیم .
جامعه ایران با مشکلات و آسیب های اجتماعی زیادی مواجه است که ناشی از عوامل جمعیتی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است . در جمهوری اسلامی ایران یک سلسله مشکلات اجتماعی وجود دارند که بیشتر زاییده نحوه برخورد نظام سیاسی با این آسیب هاست تا ناشی از ماهیت آن مشکلات .
موضوع مهریه و نحوه برخورد با آن و چگونگی دست یابی به آن ، معضل نیست ، زیرا قرار بوده است که مهریه ، مهر آفرین باشد نه بحران ساز و زندان ساز !!!
لکن عدم تطابق فتاوای فقیهان و نظریات حقوقی برخی حقوق دانان ، با واقعیت های اجتماعی و اسیر کردن این مفهوم زیبا در الفاظ بدون پشتوانه و عاری از تاثیر ، و گام های خلق الساعه مانند عندالاستطاعه کردن مهریه یا تعیین سقف برای مهریه و وضع مالیات برای مهریه زوجه و ...... جملگی توانسته است مهریه را به پدیده ای موهوم تبدیل ساخته و هر گاه در موضوع مفاسد اخلاقی و اجتماعی هم سخن به میان می آید مستقیم این حق با شرافت و منزلت را مورد حمله و تاخت وتاز قرار می دهند ، و به نحوی در صدد محدود ساختن زنان از دست یابی به حقوق قانونی و شرعی اشان می باشند .
در یک نگاه دیگر به مباحثی که در این راستا از سوی نهادهای اندیشه ساز و تصمیم گیرندگان جامعه می شود ، بزرگنمایی از فرضیه های بی مبناست . مثلا مدعی هستند که رشد بی رویه مهریه باعث کاهش ازدواج شده که متعاقب آن گسترش فساد اخلاقی را به آن پیوند می زنند ، در حالی که نمی توان گفت افزایش مهریه علت تامه در رویگردانی پسران از ازدواج می باشد . در بسیاری از کشورها سنت مهریه وجود ندارد اما میزان ازدواج در سالهای اخیر در آن جوامع کاهش یافته است .
ادامه دارد




