نام نهاد شوراهای حل اختلاف و مسئوولیت اساسی آن مبنی بربه سازش رسانیدن طرفین دعواو عناوینی مانند داوری و ..... یاد آور این ضرورت ذهنی است که اختلاف و سازش ، آیا از یک مبنا بر خوردارند ؟ میزان ، حد و اندازه هر یک چقدر است ؟ در چه شرایطی احساس اختلاف می شود ؟ سازش در چه شرایطی به دست می آید ؟ آیا اختلاف در هر حد و اندازه ای مذ موم است یا اینکه می تواند در میزانی ، طبیعی جلوه کند ؟ آیا اعضای شوراهای حل اختلاف به عمق و ابعاد مختلف اختلاف و سازش واقف اند ؟ آیا اختلاف ممد وح و مذموم را از یکدیگر تمیز می دهند یا خیر ؟ آیا سازش را به مفهوم صرف نظر کردن یک طرف دعوی از حقوق منطقی و واقعی خویش می پندارند یا تعدیل خواسته های طرفین را در مسئولیت خود می دانند ؟ قبل از ورود به این بحث و پاسخ به پرسش های طرح شده در جهت بیان اهمیت موضوع به پرده ای از نمایش یک زندگی مشترک نگاه می کنیم تا ابعاد ماجرا بهتر روشن شود :
اگر شما و همسرتان در همه موارد با یکد یگر توافق داشته باشید و جود یکی از شما غیر ضروری است و هیچ رابطه ای به اندازه رابطه زناشویی مستعد بحران و اختلاف نیست . زن و شوهر در پول ، آشپز خانه ، اتومبیل ، خمیر دندان ، رختخواب و بسیاری چیزهای دیگر با هم شریک اند . به هر طرف که رو کنیم با عادات و خصوصیات دیگری برخورد می کنیم ، توقعاتی را که از زندگی گذشته وارد زندگی مشترکمان می کنیم ، آ ماده برخورد با توقعات همسرمان است . گرم یا سرد نگه داشتن خانه ، مهمانی دادن ، صرفه جویی مالی و یا ولخرجی و ....... به هر حال اختلاف و تضاد اجتناب نا پذیر است . وجود اختلاف به خودی خود مشکل ساز نیست ، بلکه می تواند باعث حرکت هم بشود . همسرانی که هر دو عادت به صرفه جویی دارند ، از پول خود آن طور که باید لذت نمی برند . همسرانی هم که هر دو دست و دلبازند معمولا با مشکلات مالی روبه رو می شوند . مقداری اختلاف سلیقه و برخورد آگاهانه با آن ، به زندگی ما رنگ و بوی تازه ای می دهد و کمک می کند که در تعادل بمانیم . حل نکردن بحران ها و اختلاف ها می تواند باعث بر انگیخته شدن خشم همسران شود . توجه داشته باشیم که کسی نمی تواند ما را وادار کند که خشمگین شویم . کنترل رفتار ما در دست خودمان است . خشم عکس العملی است که ما شخصا در شرایطی خاص از خود نشان می دهیم وا ین خشم به ما انرژی فوق العاده ای می دهد که با استفاده از آن سعی می کنیم شرایط موجود را عوض کنیم .
بحران : برای تبیین بهتر و روشن تر شدن اختلاف و چگونگی کاهش آن ، به نمونه هایی از اختلافاتی که می تواند در زندگی زناشویی باعث بحران شوند ، اشاره می کنیم :
1 – صمیمیت جنسی و روحی : در این بخش از زندگانی مبنای اختلاف ها می تواند با عنوان های زیر در تضاد باشد :
کدام روش پیشگیری از حاملگی به کار گرفته شود ؟ زمان و چگونگی رابطه جنسی ؟ محل رابطه جنسی ؟ زمان خلوت کردن با یکریگر ؟ کجا باید خلوت کنیم ؟ چگونه احساساتمان را ابراز کنیم ؟ چگونه عشقمان را به یکریگر نشان دهیم ؟
2 - بچه ها : بچه داشتن یا نداشتن ؟ چگونگی تربیت آنها ؟ چه نوع مراقبت ها و تحصیلاتی برای بچه ها لازم است ؟ چه کسی و در چه موقعی به بچه ها رسیدگی می کند ؟ چه انتظارهایی باید از بچه ها داشت ؟
3 – اقوام و دوستان : چقدر وقت و نیرو صرفشان کنیم ؟ چگونه مواظبشان باشیم و از ایشان حمایت کنیم ؟ آیا از آنها کمک بخواهیم ؟ تا چه حد از زندگی خصوصی ا مان را برایشان تعریف کنیم ؟
4 – ایمان و مراکز مذهبی : به کدام مراکز مذهبی برویم ؟ نقش مسجد در زندگی مان تا چه حد باشد ؟ آیا نیایش خانوادگی داشته باشیم ؟ چگونه ؟ چقدر پول و و قت صرف کنیم ؟ ایمان چه نقشی در روابطمان داشته باشد ؟
5 – اوقات فراغت : اوقات فراغت را چگونه سپری کنیم ؟ برای مسافرت به کجا برویم ؟ فعالیت های فردی داشته باشیم یا گروهی ؟
توجه : ما نا خود آگاه و حتی آگاهانه در مقابل بحران های زندگی می خواهیم مشکل را این گونه حل کنیم :
1 – من برنده شدم و او بازنده .
2 – از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنم و آنرا کاملا بر دوش همسرم بیندازم اگر غلط از آب در آمد تقصیر من نباشد .
3 – توجه اورا به خودم جلب می کنم حتی با بزرگ کردن قضیه یا آزار دادن او .
4 – همسرم برنده شود و من نقش قربانی فداکار را بازی کنم ( وجدانش را معذب کنم )
حل مشکل به یکی از روش های بالا باعث می شود که توجه همسران از اصل موضوع منحرف و بحث و جدل تازه ای بر سر روش مطرح شود .
مثال : بچه را تنبیه کن که از این پس کارهای مدرسه اش را به موقع انجام دهد . در اینجا مشکل این است که بچه کارهای مدرسه اش را به موقع انجام نداده است ، اما این بحث پیش می آید که آیا راه حلش تنبیه است ؟ اگر بلی ، چرا من باید این کار را بکنم ؟ چرا تو نمی کنی ؟
برای حل بحران ها ، زوج ها می توانند به روش های مختلف تصمیم بگیرند .
1 – روش تصمیم گیری فردی : یکی تصمیم می گیرد و دیگری پیروی می کند . در چنین حالتی معمولا اختلاف پیش نمی آید ولی می تواند به صمیمت آندو لطمه بزند .
2 – روش تصمیم گیری زوری : برگ برنده دست کسی است که فعلا بتواند بلند تر فریا د بکشد یا زور بیشتری داشته باشد یا بتواند به موقع گریه کند یا ...... این روش آسیب زیادی به روابط دو طرف می زند و مخالف اصل اطاعت همسران از یکریگر در خدا ترسی است .
3 – روش بی تصمیمی : بعضی از زوج ها از تصمیم گیری اجتناب می کنند . اجازه می دهند که شرایط و محیط و دیگران به جای آنها تصمیم بگیرند . در اینجا روابط جهت و مقصد خاصی برای بهتر شدن ندارد .
4 – روش مشارکت در تصمیم گیری : زن و شوهر با یکریگر بحث و تصمیم می گیرند . هیچکس نباید به دیگری حکمرانی و از زور و قدرت خود سوءاستفاده کند .
در نتیجه ، اساس رفتار باید اطاعت دوجانبه باشد و همسران باید به یکدیگر احترام بگذارند تا به توافق دو جانبه برسند .




